۴- مردان نسبت به شأن و منزلت خود حساس‌تر هستند ،زيرا مردان در قيد و بند نماد مردانگي(بطورسنتی وگاهي متعصبانه) هستند ،بنابراين از آنكه شأن ومقام مردي آنها زير سوال برود بسيار خشمگين خواهند شد .

5- صداي زنان تيزتر است ،زنان دوست دارند تا مردان از آنها محافظت كنند و به ‌عكس مردان نيز دوست دارند از زنان محافظت نمايند ،هرجا كه زن مورد اذيت و آزاد قرار بگيرد ،اكثر مردان فعالانه به‌كمك آن می شتابند .

6- مردان در تجربه‌كردن اعمال و ورزش‌هاي مخاطره آميز بي‌باكتر و دليرتر از زنان مي‌باشند ،مردان به ورزشهاي پرسرعت وپرتحرك علاقمندند .

7- زنان نياز بيشتري به همدم و مراقبت كلي دارند ،مردان نيز احتياج به فضا و وقت آزاد دارند تا كارهايي كه دوست دارند را انجام دهند ،اغلب مردان نياز دارند تا عادات و سبك زندگيشان حتي پس از ازدواج تغيير نكند .در صورتیکه پس از ازدواج زن و مرد باید از الگوی جدید زندگی که مشترکاً بنا کرده اند تبعیت کنند .

8- بيشتر اوقات هنگاميكه زنان با مردان بحث مي‌كنند كسي كه بطور معمول بايد تسليم شود مرد است و كسي كه بيشتر مورد هم‌دردي و جانبداري از سوي ديگران قرار مي‌گيرد زن مي‌باشد .زنان به سخن گفتن علاقمند هستند و دوست دارند بیشتر صحبت کنند .زنان در هر ساعت بطور متوسط 6 ـ 4 هزار کلمه و مردان 4 ـ 2 هزار کلمه بر زبان می آورند .

9- بسياري از مردان چنين مي‌پندارند كه پول در آوردن وظيفه آنهاست و خانه‌داري ،آشپزي و نگهداري از فرزندان وظيفه زنان است خواه خانمها شاغل باشند و يا نباشند .اين فرهنگ برگرفته از مردسالاري است وصميميت در خانواده را كمرنگ مي‌كند .زندگی بایدبراساس مشترکات ومشارکتی اداره شود.

10- زنان در بكار بستن لطافت و ملايمت بهتر عمل می کنند ،گريه و غصه‌خوردن را سلاح موثري مي‌دانند تا دل مردان را به‌ رحم آورند ،در صورتیکه گریه کردن مردان نشان از فشارهای درونی است .

11-. زنان بیشتر از مردان تحت تأثیر الگوهای جامعه قرار می گیرندونوآورترهستند .آموزش پذیری زنان بیشترازمردان بوده وخانمهابیش ازآقایان ازمشاوراستفاده می کنندبه همین خاطردگماتیسم درخانمها کمتراست.

12- زنان نسبتا" دل رحم تر و منظم تر هستندوبه حقوق دیگران بیش ازمردان احترام می گذارند .