هوش وهوش هیجانی
کسب موفقیت درزندگی همواره با مسائل ومشکلاتی همراه است،نحوه برخوردبامسائل وحل مشکلات نیز درافرادمختلف متفاوت است.یکی از منابع حل مسائل ومشکلات «هوش وتوانایی» انسانهاست.
هوش درلغت بمعنی عقل،خرد،فهم،زرنگی وشعور(پختگي) است،ولی به بکارافتادن مجموعه استعدادهای عالی ذهن و«توانایی حل مسئله » نیزاطلاق می شودكه اولين باردرسال1904توسط چارلزاسپيرمن روانشناس انگليسي موردمطالعه علمي قرارگرفت.
انجمن روانشناسی آمریکادرسال1995هوش رااینطورتعریف کرده است:توانایی فهم مسائل پیچیده،انطباق موثرباتغییرات محیطی،یادگیری بدنبال تجربیات،استفاده ازاشکال مختلف استدلال وفایق آمدن برمشکلات ازطریق تفکر(ضریب نوآوریIQ:InnovativeorIntelligence Quotient).
هوش بطور کلی مجموعه استعدادهایی است که موجب یادگیری،شناخت،یادآوری اطلاعات درفردشده وتوانایی حل مسئله وسازگاری فردرابا محیط زندگی فراهم می نماید.هوش همان تفاوت فردي است ومشخص مي كندچگونه برخي افرادنسبت به ديگري درتحصيل يابرخي زمينه هاموفق تراند.
بعضی ازروانشناسان ترجیح می دهندبجای هوش «توانایی ذهنی»رابکار ببرندیعنی اگرفردی بتواند مسئولیت خودرابنحومطلوب انجام دهدوتوان کشف وحل مسئله راداشته باشد اودارای هوش بالاتراست.
تااواخر قرن بیستم فقط هوش عقلی ياشناختي یامنطق ریاضی یاIQیابهره هوشی یاضریب هوشی(مثل سرعت انجام کار؛داشتن حافظه؛حسابگربودن؛درس خواندن)مطرح بود،درسال1990سالوی(روانشناس)اصطلاح هوش هیجانی رابکاربردولی ازسال1995دنیل گولمن متخصص رفتارشناسی هوش هیجانی راتشریح نمودندکه عامل سازگاری کننده درموقعیتهای مختلف زندگی بوده وتضمین کننده بیش از80٪عامل موفقیت انسان است.
هوش عقلی کف موفقیت وهوش هیجانی سقف موفقیت فردراتضمین می کنند.هوش عقلی درکشف واختراعات وهوش هیجانی درمدیریت زندگی بیشترین کارکردرادارند.