دروغگویی وعوارض آن
علل دروغگویی
1-وجودالگوی بدآموزی درمحیط زندگی مثل والدین،معلم ،رسانه هاوسیاستمداران دروغگوکه بااستفاده ازشعارهای غیرواقعی به فریب افکارعمومی مبادرت می ورزندوفرهنگ جامعه راناامن می کنند.
2-ترس ازمجازات ورفتارهای خشونت آمیز.
3-عجز،احساس حقارت،ناامنی درونی ؛كينه ورزي وکوتاه فکری.
4-بی تفاوتی جامعه نسبت به پدیده دروغگویی که باعث تشویق دروغگویان می شودوآنرابه هنجارتبدیل می نماید.مثلا"اخذفاکتورخریدکالابرای دریافت وام بانکی باعث رواج صدورفاکتورکذب می شود.
5-آرمان گرایی ونداشتن پشتکاربرای رسیدن به هدف.
6-سوابق تاریخی،درجوامعی که موردتاخت وتازبیگانگان یاحاکمان مستبدبوده مردمان آن برای حفظ موقیت خودبه ناچاردروغ می گویند ورنگ عوض می کنند تازنده بمانند.
7-توجیه روانی مبنی برمصلحتی بودن دروغ؛یا توجیه اینکه ميخواهم كسي راناراحت نكنم.
8-عادت زدگي؛وقتي يك دروغي بطورمستمرتكرارشودبه هنجارعمومي تبديل مي شود.
درمان دروغگویی
1-حذف الگو های فرارازواقعیت ازذهنها(کسب مهارت واقع گرایی).
2-حذف مجازات سنگین وخشونت آمیز.
3-صادق بودن والدین،معلمان،سیاستمداران وحذف ریاکاری ازجامعه.
3-عدم واگذاری مسئولیتهای سنگین به افرادناتوان؛که مجبوربه آمارسازی نکنند.
4-ترغیب وتشویق انسانهای راستگودرجامعه بویژه درمراکزدولتی.
5-حذف حاشیه های امنیتی ازدروغگویان.انسانهابایدیادبگیرندتادروغگویان بزرگ رانبخشندتاتنبیه شوندودرس عبرت بگيرند.
6-آزادی بیان وآزادبودن رسانه هاجهت ارائه تئوری های مربوط به علم اخلاق .
روراج دروغگویی درجامعه باعث افزایش بی اعتمادی،گسترش شایعات،بروزناامنی روانی ونیز زیانهای اقتصادی ناشی ازبی اعتمادی و...می شود. بعنوان مثال وقتی مردم واقعیتهارانگویندهرگزنمیتوان فعالیت تحقیقی یاپژوهشی درحورزه مسائل اجتماعی بعمل آوردزیراپاسخگویان واقعیتهارامخفی می کنند.درحال حاضرآمارگیری ازبعضی مشکلات اجتماعی مثل مبتلایان به ایدز؛طلاق عاطفی ومسائل جنسی بسیارسخت است زیرابصورت واقعی بیان نمی شوند.17/5/90