با اينكه هم افزايش آمار طلاق مورد قبول مسئولان است و هم آسيب‌هاي ناشي از آن، اما به جرات مي‌توان گفت اقدامات انجام شده تاكنون نتيجه‌اي در بر نداشته است چرا كه اين اقدامات به قدر واقعی نبوده و به تحكيم ازدواج‌ها كمك نمي‌كند. نگاهي به وظايف سازمان‌ها و وزارت‌خانه‌ها نشان مي‌دهد كه هيچ نهادي به‌طور رسمي در برابر روند ازدواج جوانان و زندگي مشترك زوجين متولي نيست واغلب نگاههابه این مقوله غیرکارشناسی است.
بيشترين طلاق‌ها در 5 سال نخست زندگي رخ مي‌دهد و نگاهي جزئي‌تر نشان مي‌دهد كه در دوسال نخست زندگي مشترك، احتمال بيشتري براي طلاق وجود دارد. اين آمار بيانگر يك پيام است:«مسئولان محترم گرهي كه بسته شده شل است!» و اين به آن معناست كه همه اقدامات انجام شده در سازمان‌ها و نهادها در اين‌باره، ‌ناكارآمد بوده است. در سال‌هاي گذشته توجه همه برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده و حتي اختصاص بودجه به نقطه‌اي معطوف بوده كه زوجين براي طلاق مراجعه مي‌كنند. در اين نقطه زوجين مراحل جدل را پشت سر گذاشته‌اند و حرمت‌هاي خانوادگي فرو ريخته است. اين در حالي است كه انتظار مي‌رود پيش از آنكه كار به جاي باريكتربكشد، چاره‌اند يشي دولتمردان اين معضل را چاره كند.
در نظر بگيريد كه در دوره مدرسه دختروپسرهاآموزشي در باب مهارت‌هاي ارتباطي و زندگي نديده‌اند. دررسانه های حاکمیتی نیزمعمولا"دیدگاههای محدودی حضوردارندوتحلیل های جامع صورت نمی گیرد، دردانشگاه هم اين آموزش‌ها داده نمي‌شوند،جوانان قبل ازازدواج نیزشناخت کافی ازیکدیگرندارند. دوساعت آموزش اجباري پيش از ازدواج نيز به بهداشت باروري مربوط است وکفاف نمی کند. به اين ترتيب وقتي زوجين زير يك سقف زندگي خود را شروع مي‌كنند بدون آنكه راهكارهاي ارتباط موثروروانشناسی یکدیگر را بدانند، در يك اقيانوس رها شده‌اند. اگرچه برخي از طلاق ها به اين دليل اتفاق مي‌افتد كه زنان با حقوق خود آشنا شده‌اند اما در مطالعات اجتماعي درصد اين طلاق‌ها پايين است و به نظر مي‌رسد نداشتن مهارت‌هاي ارتباطي وفقدان شناخت کافی بزرگترين دليل طلاق باشد. انتظار مي‌رود تشكيل پايگاه هاي اورژانس اجتماعي و اجباري كردن آموزش‌هاي مهارت زندگي در كاهش طلاق موثر باشد اما در سال‌هاي اخير به جاي اقدام جدي، به اقداماتي نمادين نظير جايگزيني كتاب آيين همسرداري پرداخته شده است كه نه تنها متناسب با نياز دانشجويان
نسل اینترنتی نيست بلكه به پرسش هاي دانشجو نيز پاسخ نمي دهد. به نظر مي رسد عزمي جدي براي پيشگيري از طلاق و ساماندهي آن درشرايط فعلی، نياز است.

راهکارکاهش آسیب های اجتماعی طلاق

1-آموزش فراگیرمهارتهای زندگی وروانشناسی شخصیت درمدارس،دانشگاههاورسانه ها.

2-شناخت کافی زوجین قبل ازازدوج،درگذشته معیارهاثروت،زیبایی ومدرک تحصیلی بودولی امروزه بایدطرفین علاوه برآن ازنگرش یکدیگردرخصوص مسائل زندگی مثل حقوق زن،حقوق کودک،اشتغال زن،سبک زندگی ،مدیریت خانواده و...آگاه شوند.

3-توجیه افکارعمومی مبنی براینکه طلاق پدیده شومی نیست بلکه بهترازیک زندگی پرتنش است.

3-اصلاح کتب درسی مدارس باحضورمتخصصان مستقل روانشناسی،جامعه شناسی وعلوم اجتماعی.

4-حمایت قانونی اززنان وکودکان بی سرپرست شده ازطریق بیمه واشتغال.۲/6/9